تبلیغات
REZA GHALAVAND - مطالب و عکسهای "نیک"
 
REZA GHALAVAND
رمز بی نیازی در ترک آرزوهاست امام علی (ع)
درباره وبلاگ


من رضا قلاوند فارغ التحصیل دانشگاه آزاد اندیمشک امیدوارم مطالب من در این وبلاگ مورد پسندتان قرار گیرد و از نظرات خوبتان ما را بهره مند سازید
09167005334

مدیر وبلاگ : reza ghalavand
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر به چه مطالبی در این وبلاگ علاقه دارید..؟؟؟







شعر نیک" لطفا در قسمت نظرات نظر بدین...
دیگه این قصه از اون قصه ها نیست
دیگه این قصه از اون قصه ها نیست
پری قصه شو از اون ور دنیا میارند
این دفعه اسب سفید سُم طلاشو
از میونِ دلِ ابرا می آرن
نه نگینی از زمرد به دمش
نه طلایی به سُمش
دیگه این قصه از اون قصه ها نیست
دیگه از قصر طلا صحبتی نیست
نه کنیزی توی کاره ، نه غلامی سر راه
دیگه از آیینه چراغ و دیگه از صد تا غلام ته باغ و دیگه از برو بیا صحبتی نیست
دیگه این قصه از اون قصه ها نیست دیگه کالسکه زرین توی اون راه نیست
سکۀ شاه عباسی از در و دیوار خزانه دیگه بالا نمی ره
یک کاسه آب و یک سفرۀ نون اشکهای پنهونی لیلی و نامۀ مجنون
نه دیگه ببر و پلنگی که بخوان سینۀ آهو بِدرن
و نه از ما بهترونی که بخوان شازده خانوم و ته چاهی بِبرن
یک دلِ پاک و یک سجاده نماز یک خدا و
یه دونه بنده و صد راز و نیاز دیگه این قصه از اون قصه ها نیست
پهلوونهاش هنوز هم خوی قدیمی رو دارن
همه شون شیفته اسم و مرام علی اند
همه شون عاشقهای مثنوی و مولویند
دیگه این قصه از اون قصه ها نیست
پری قصه شو از اون ور دنیا می یارند

 
افراط یا تفریط...؟؟؟
 
 
 


شعر نیک...

دلیل بودن تو




هر کسی دوتاست .

و خدا یکی بود .

و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .

و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .

عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .

خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .

و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .

و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .

و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .

اما کسی نداشت ...

و خدا آفریدگار بود .

و چگونه می توانست نیافریند .

زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟

و خدا بود و با او عدم بود .

و عدم گوش نداشت .

حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .

و حرفهایی است برای نگفتن ...

حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .

درونش از آنها سرشار بود .

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟

و خدا بود و عدم .

جز خدا هیچ نبود .

در نبودن ، نتوانستن بود .

با نبودن نتوان بودن .

و خدا تنها بود .

        هر کسی گمشده ای دارد .

                             و خدا گمشده ای داشت ...









 





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی